تبليغاتX
تنهاتر از تنها
خدايا ياريم كن آنچه را كه شكسته ام دل نباشد ...

قابل توجه بچه ها تمامی عکس های استفاده شده در مطالب مربوط به منطقه جنگي رو خودم گرفتم ...

خدايا !

تو خود گفتي كه هر كه عاشق من باشد، عاشقش خواهم بود، هر كه را عاشق باشم شهيدش خواهم كرد و خون بهاي شهادتش را نيز خواهم پرداخت...

خدايا ! من عاشق توام

« شهيد ابوالقاسم تقديري »

اروند ...

اروند

هيچ كس باور نمي كند بشود در بحبوهة جنگ روي اروند خروشان با آن جزر و مد و عرض بلندش پل زد. پل بعثت شاهكار مهندسي- رزمي تاريخ دفاع مقدس است و امروزه با همين عنوان در دانشگاه مهندسي دافوس در ژاپن تدريس مي شود.

قبل از عمليات والفجر8 پلهايي روي اروند زده بودند اما اروند هيچ كدام را تحمل نكرد و همه را بلعيده بود. قبلاً يك پل تساخته بودند به نام پل فجر كه شبها آن را نصب مي كردند و روزها جمعش مي كردند، اين پل خيلي كارآمد نبود تا اينكه پل بعثت ساخته شد. پل به طول 900 متر و عرض 12 متر، چشمان جهانيان را خيره كرد. دشمن در طول جنگ بسيار سعي كرد كه پل را از بين ببرد اما نتوانست. طراح اين شاهكار بزرگ مهندس بهروز پور شريفي از برادران جهادسازندگي بود. برخي از قطعات اين پل امروزه در گلزار شهداي خرمشهر است و برخي ديگر همانجا كنار اروند به تماشا نشسته اند.

شهيد گمنام

عمليات والفجر 8 كه مزين به نام مبارك حضرت فاطمه الزهرا(س) بود، بي شك يكي از پرافتخار ترين برگهاي تاريخ حماسة 8 سال دفاع مقدس ملت ماست.

شلمچه ...

خيلي ها شلمچه را با غروبش مي شناسند. اصلا نذر مي كنند كه غروب به شلمچه برسند. نجواي غروب شلمچه با بقيه ساعات روز فرق مي كند. شلمچه دروازة بصره بود. از اين نقطه مي توانستند به خاك دشمن نفوذ كنند . دشمن محكم ترين موانع را بر پا كرده بود و در منطقه آب رها كرده بود. شكستهاي پياپي دشمن را به اين نتيجه رسانده بود كه به جاي حالت تهاجميف حالت تدافعي بگيرد .

45 روز تهاجم و مقاومت؛ شلمچه هنوز هم گلوگاه عراق هست. كمي آن طرف تر حسينيه شلمچه قرار دارد. با نشانه هاي پر رنگ پايداري، تانك هاي به گل نشسته ، مينهاي خنثي نشده ، كلاه و قمقمه هاي سوراخ شده، نخل هاي بي سر ... آري :

شلمچه بوي سيب و ياس دارد            شلمچه داغ صد عباس دارد

منطقه مرزي شلمچه در منتهي اليه غرب خرمشهر واقع شده است يكي از محورهاي هجوم دشمن در 31/6/1359 شلمچه بود كه دشمن آن را در اشغال خود نگهداشت رزمندگان اسلام با اجراي عمليات كربلاي 5 در دي ماه 1365 مواضع و موانع را در هم شكستند و شلمچه را آزاد كردند.

عمليات كربلاي 5 در تاريخ 19 دي ماه سال 1365 با رمز عمليات يا زهرا (س) در منطقه شلمچه و شرق بصره آغاز شد. عمليات كربلاي 5 كه برجسته ترين و پيچيده ترين عمليات نظامي از سوي فرمانده هان سپاه بود و در تاريخ نظامي ايران از اهميت خاصي برخوردار است.

 

طلائيه ...

كافي است از اهواز به سمت خرمشهر بروي تا در مسير به سه راهي طلائيه بر بخوري و از آنجا راه غرب را تا نزديكي مرز در پيش بگيري تا برسي به پاسگاه طلائيه كه به خاطر اين پاسگاه طلائيه معروف شده است. منطقه اي كه در نزديكي هور و خشكي كه شبهاي سرد زمستان و روزهاي داغ 50 درجه تابستاني اش را مي شود از رنگ هاي به سرخي گراييده بچه هاي رزمنده دريافت. اين جا محلي است كه عمليات هاي خيبر و بدر در آن صورت گرفت تا با تصرف جاده بصرالعماره عراق موازنه قدرت به نفع ايران تغيير كند. كمي ان طرف تر مجنون شرقي و غربي است.

در آن سختي كار شهيد ميثمي گفت :« هر كس در طلائيه ايستاد، اگر در كربلا هم بود مي ايستاد . » بچه ها مقاومت مي كردند اما كار سخت شده بود. فرماندهان نيز هر كدام سلاحي برداشته و به جنگ تن به تن وارد شده بود اما حايف كه همت رفت. آن فرمانده دوست داشتني به مولايش حسين (ع) اقتدا كرد و بي سر به سوي ديار حق شتافت. دشمن نامرد بود و از شدت حقارت به شيمايي روي مي آورد و خيلي ها به ملاقات حق شتافتند.

بدر و خيبر گامهايي بلند براي پيروزي ايران بودند و بر عراق فشار عظيم وارد ساختند . شهداي بسياري بر زمين مانده بودند، از جمله حميد باكري كه گفته بود : « ما به فرموده امام حسين وار، وارد جنگ شديم و حسين وار به شهادت مي رسيم. « جنازه خيلي ها در طلائيه ماند و هرگز بر نگشت .»

 

 

دنباله دارد ....

 

براي شادي روح همه شهيدان عزيز صلوات ...

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 29 اسفند1385ساعت 6 بعد از ظهر  توسط زهرا   | 

سلام دوستان عزيز .... من يك هفته اي نبودم ... رفته بودم به سفر...  با گروه كاروان راهيان نور دانشگاه آزاد اسلامي چالوس رفته بودم به منطقه جنگي جنوب ...

توي جلسه توجيهي گفته بودند سر ساعت ۶.۳۰ صبح بايد توي مسجد دانشگاه باشيد نبايد دير كنيد ... من ساعت ۶.۴۵ رفتم گفتم الان كلي دعوام مي كنند ... ديدم فقط ۳ نفر هستند ...

باور نمي كنيد ساعت ۶.۳۰ اونها شد ساعت ۱۱ صبح تا حركت كنند ...

اين عكس رو خودم گرفتم

طلوع خورشيد ... صبح روز جمعه ۱۸/۱۲/۱۳۸۵ - قم - جمكران

ببخشيد بچه ها من يه خورده خسته ام الان بقيه توضيحات سفرم رو مي زارم براي بعد ...

موفق باشيد ...

+ نوشته شده در  جمعه 25 اسفند1385ساعت 3 قبل از ظهر  توسط زهرا   |